تبلیغات
... فرادیس (بـــوستــان دین شناسی) FARADIS - ادامه مطلب
 
... فرادیس (بـــوستــان دین شناسی) FARADIS
پرهیزگار باش که دادار آسمان/ فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید محمد موسوی
نظرسنجی
ما را از نظر خود محروم نفر مایید








برچسبها
10 اسفند 97 :: نویسنده : سید محمد موسوی
ادامه مطلب


۱/ مردم سخنران را به عنوان کارشناس اسلام می شناسند و می خواهند از نزدیک با او درد دل کنند و چهره به چهره گفتگو نمایند و به خصوص سوالات شرعی و فقهی خود را از او بپرسند. بهترین سخنران هم اگر نتواند وقت کافی در اختیار مستمعان قرار دهد و با آنان از نزدیک و خارج از تریبون سخنرانی به گفت و گو بنشیند، کارآمدی لازم را نخواهد داشت و چنین سخنرانی تنها در صورتی مفید برای یک هیات است که واقعا فوق العادگی های دیگری از نظر علمی و عملی داشته باشد که تا حدودی جبران کننده ی این نقص است. صرف خوب حرف زدن و استعداد سخنرانی داشتن نمی تواند درد زیادی از دین داری مردم و گرایش مردم به معنویت حل کند؛ باید مردم با چشم هایشان دین داری را حس کنند با سخنران هیات به گفت و گو بنشینند و او نیز در جریان برخی از امور روز مره آنان قرار گیرد و  مخاطبان از او راهنمایی بخواهند؛ همان کاری که ائمه جماعات مساجد باید متکفل آن باشند و این روش معروف است به تبلیغ چهره به چهره. سخنرانی که فقط بخواهد هنر سخنرانی خود را به رخ مخاطبان بکشد هر چند زحمت زیادی کشیده است ولی حداکثر بین ۱۰ تا ۲۰ درصد می تواند بر گرایش مردم به دین اثر گذار باشد. باید توجه داشت که وظیفه مهم تر اسلام شناسان حفظ اسلام است و حفظ اسلام اگر با عمل و رفتار اسلامی توام نباشد، مخالف اسلام است و سیره معصومان ع به خوبی بیان گر اسلام عملی است و  سرشار از  بیان معارف توام با عمل به آموزه ها و حرکت و ایثار برای حفظ اسلام. سخنران باید گاهی سر زده و گاهی با قرار قبلی به منزل مستمعان خود برود و حرف های دینی و غیر دینی آنان را بشنود. سخنران باید بعد از سخنرانی و به خصوص در پایان هیات به میان مستمعان برود، با آنان گفت و گو و احوال پرسی کند، به آنان احترام نماید، به پیر ترها و جوانان اهمیت دهد و خلاصه مانند رفیقی صمیمی و محترم با آنان برخورد کند و تکلف بین خود و مخاطبان را بردارد و نگاه نکند که این کار ممکن است شان و کلاس او را پایین بیاورد که مطمئنا هم اینها شان نیست بلکه به نظر حقیر شر و وسوسه ی شیطان است.

۲/ سخنران محترم و همین طور مداح عزیز باید بداند که پیرو دینی است که بزرگانش با مردم به تواضع و راحتی معاشرت داشتند؛ لذا تکلّف و سختی روابط با مردم را از میان بردارند و طوری برخورد نکنند که مردم و میزبانان در ارتباط با ایشان به دشواری بیفتند. گاهی تعارفات زیاد میزبان جلسه را به اضطراب و سردرگمی می اندازد.

دو) سخنرانی شغل نیست، راهی برای بیان و گرایش به مکتب اهل بیت ع است

حفظ برخی داستان ها و بالا و پایین کردن صدا کاری است که شاید خیلی ها هم با تمرین توانایی آن را به دست می آورند. سخنران محترمی که مستمعان زیادی هم دارد در صورتی می تواند آنان را در دین داری نگه دارد که ضمن آشنایی خوبی که از مبانی دین دارد، عمل دینی را به عنوان یک اصل و رکن اساسی به مردم بنمایاند. دین یعنی عمل و مردم با حرف تنها دین دار نمی شوند. اینکه برخی سخنران ها اسلام را در خطر می بینند و همه جا حضور دارند و هر مجلسی که دعوت می شوند جواب مثبت می دهند، مشکلی حل نمی کند. نهایت امر این است که آنان را به صدا و سیما دعوت کنند تا سخنانشان به گوش عده بیشتری برسد ولی آیا با این کار معنویت جامعه افزون می شود و اگر می شود تا چه حد؟ مگر نمی شود صدا و سیما هر روز برای مردم سخنرانی علمای بزرگ را پخش کند که خطای کمتری هم از نظر علمی و عملی دارند؟ باید سخنرانان محترم باور کنند که زیاد این طرف و آن طرف رفتن کاری را حل نمی کند بلکه تقوا و عمل صالح است که کار گشاست. پیامبر خدا ص هم بیش از آن که برای مردم سخنرانی کرده باشد راهنمای واقعی و گوش شنوا برای مردم بوده است و .چه اشکالی دارد که سخنران همان یک مجلسی  که دعوت شده خوب اداره کند (متاسفانه گاهی شنیده میشود سخنران محترمی یک مجلس را به خاطر جمعیت کمش زودتر تمام می کند که به مجالس با کلاس تری برسد) چه اشکالی دارد سخنران محترم بعد از هیات در میان مخاطبان توقف داشته باشد و احیانا سوالی را جواب دهد آیا این اثرش کمتر از ده سخنرانی در یک روز است؟! گاهی به خاطر اینکه عده زیادی از ما بهره ببرند احساس وظیفه کرده و در عوض یکی دو نفر که واقعا سوال مهمی دارند به بعد ارجاع می دهیم و حال آنکه آن شخص دیگر هیچ وقت رجوع نمی کند. والعاقبة للمتقین

سه) خوش قول بودن

سخنران باید نسبت به عهد و پیمانی که با مردم می بندد پایبند باشد و نباید خدای ناکرده به جهت وعده های مادی بیشتر یا جمعیت و شهرت، وظیفه الهی خود را فراموش کند. سخنرانی که خدای ناکرده تا جمعیت و بنر و تبلیغات گسترده را دید، هیات کم جمعیتی را که قبلا قول سخنرانی در آن داده بود، رد می کند نباید به عنوان سخنران یا مشاور هیات استفاده شود.

توجه:

۱/ هیات ها مراکز اصلی نیرو سازی در نظام اسلامی هستند و وظیفه اصلی شان تربیت و هدایت نیروهای با تقوا، کارآمد و انقلابی است؛ به هیچ وجه نباید به جهت مسائل حاشیه ای این اصل نادیده گرفته شود؛ لذا سخنرانی که در یک هیات دعوت می شود باید کسی باشد که هدفش در راستای اهداف هیات تعریف شده باشد و تا آخر در خدمت هیات و اهداف آن باشد؛ چنانچه یک امام جماعت خود را مکلف می داند به هر مقام و منصبی که رسید سنگر مسجد را از دست ندهد و همیشه امامت جماعت مسجد بماند.

۲/ لازم است برای تکمیل این مطلب لا اقل به قسمت اول و سوم یادداشت ها مراجعه شود.

چهار) عدم دخالت در امور جزیی و سلیقه ای هیات

سخنران باید با اعضای هیات طوری دوستانه و پدرانه برخورد کند که آنان او را در امور هیات دخالت داده و در مشکلات از وی راهنمایی بخواهند ولی نباید به جهت اینکه تریبون هیات در دست اوست یا عده و عده ای پیدا کرده هر آنچه در مورد اداره هیات به نظرش رسید بیان کند و به این و آن بگوید و باعث اختلاف در بین اعضای هیات شود یا در مورد نظراتی که می دهد به سرعت انتظار عمل داشته باشد یا به جهت مخالفت عملی با نظرات وی خدای ناکرده از هیات قهر کند. تنها چیزی که سخنران وظیفه دارد آن را با جدیت پیاده کند این است که احکام و واجب و حرام را در هیات به عنوان یک اصل نهادینه کند و از ارتکاب حرام و ترک واجب اغماض و چشم پوشی نکرده و هیچ خلاف شرعی را اجازه ارتکاب ندهد و حتی در صورت لزوم نهی از منکر عملی، هیات را برای همیشه ترک کند.

پنج) بیان احکام شرعی

سخنرانی باید به هدف حرکت عملی به سمت دین آغاز شود و پایان یابد؛ بدین معنا که بتواند برای زندگی عملی و روزمره مخاطبان راهی مشخص کند به طوری که بعد از سخنرانی راهنمای خوبی برای رشد معنوی و مادی آنان باشد. اگر  کمی در شکل گیری حوزه های علمیه و هدف از تاسیس این جامعه بزرگ علمی تحقیق کنیم به این نتیجه می رسیم که وظیفه اصلی حوزه های علمیه از ابتدا تا کنون حفظ اسلام در قالب حفظ دستورات عملی بوده که در فقه اسلامی (احکام = باید و نبایدهای عملی) خلاصه می شود. سخنرانی که به عنوان نماینده حوزه علمیه و مکتب امام صادق ع  پا در عرصه هدایت و تعالی جامعه گذاشته است، باید یا خود قبل از سخنرانی به بیان مسائلی از فقه اسلامی و احکام بپردازد و یا یک شخص آگاه و کارشناس احکام را برای این کار مامور کند. سخنرانی که خود به بیان احکام اسلام اهمیت ندهد و یا به احکام و مسائل مورد نیاز مردم آگاهی نداشته باشد نسبت به پایه اصلی اسلام که مسائل عملی و اساس اسلام است بی توجه بوده و باید نسبت به روش  و راه خود تجدید نظر کند. فقهای بزرگوار شیعه سال ها زحمت می کشند که احکام اسلام و فقه آل محمد ص را از منابع استخراج کنند و در رساله ها و کتاب های استفتائات به مردم ارائه نمایند، چرا که مهم ترین وظیفه عالمان دینی فهم اعمال و دستورات دینی و گسترش آن در جوامع اسلامی است و این همان چیزی است که جامعه را بیمه خواهد کرد؛ بنابراین با این توجیحات که احکام کار یک سخنران نیست و یا وقت سخنرانی را می گیرد یا کلاس سخنرانی را پایین می آورد یا وقت زیادی برای تحقیق در زمینه احکام از سخنران خواهد گرفت نمی توان از این وظیفه اصلی و اولیه تفره رفت. از سوی دیگر سخنرانی که به این زیبایی می تواند مطالب اصلی، فرعی ، تاریخی و گاهی حاشیه ای دین را مطرح کند باید همان ذوق و استعداد را در جهت بیان مطالب اصلی و ارکان دین به کار گیرد. نباید کار به جایی برسد که بیان احکام که از ضروری ترین ارکان هیات است توسط شخصی که فهم دقیقی از دین ندارد بیان شود یا خدای ناکرده اشتباه و غلط بیان شود و … .

قسمت دوازدهم: نکاتی در باب وحدت هیات ها، روش ها و اهداف

یک) دغدغه وحدت؛ صحیح یا ناصحیح

وحدت هیات ها با نگاهی الهی و هدف رشد و تعالی جامعه اسلامی، جلوگیری از انحرافات و استفاده از تمامی ظرفیت های مردمی یکی از حرکت های مفید در جامعه دینی و به خصوص نظام اسلامی ماست. دغدغه وحدت مقوله ای است که از دیر زمان و بسیار در میان بزرگان و حکمای جامعه به خصوص پیش کسوتان و پیر غلامان هیات های مذهبی  مطرح بوده و خوشبختانه در مقام عمل به نتایجی هم رسیده است. آنچه این حقیر در صدد آن هستم شیوه های صحیح و واقعی وحدت و آسیب شناسی آن است که البته مانند یادداشت های گذشته مختصر خواهد بود. پس این حرکت و اهمیت و الهی بودن آن قابل انکار نیست و مهم این است که وحدت و حرکت هایی که با این هدف انجام می گیرد واقعی و کارآمد باشد و از آسیب ها دور بماند.

دو) محور وحدت

همیشه در حرکت های دینی کسانی باید فصل الخطاب باشند و به اصطلاح حول محور کسانی باید گشت که با دین آشنا بوده و در عین حال قوه مدیریت این حرکت ها را داشته باشند چنانچه نظام اسلامی ما بدون ولایت فقیه که از برترین فقها و در واقع جامع شرایط ترین افراد و کارشناسان دین است معنا ندارد. وحدت هیات های مذهبی هم بدون افراد کارشناس و در عین حال جامع شرایط ترین موجودین در هر شهر امکان ندارد و بی اغماض باید عرض کنیم که ائمه جمعه هر شهر در واقع برترین اشخاص برای این جایگاه هستند. پس در انتخاب اول هیچ کس را نمی توان شایسته تر از ایشان دانست و باید امامان جمعه محور همه هیات های مذهبی باشد. و ائمه جمعه عزیز که همگی از روحانیان فاضل و محترم هستند باید خود نیز وارد این میدان شده و این فرصت بزرگ را غنیمت بدانند. در صورت نبود چنین شرایطی اگر امام جمعه در شهری نتوانست این محوریت را به عهده گیرد بهترین شخص کسی است که از جانب ایشان انتخاب شود تا گزارش این حرکت را به ایشان برساند. در غیر این صورت باید در خدمت یکی از علمای اهل تقوا و بزرگ رفته و از ایشان در این زمینه استمداد کرد و اگر ایشان نیز این مسوولیت را نپذیرفت حتما باید فردی که از جانب ایشان مشخص می شود عهده دار این مسوولیت شود. متاسفانه این حقیر راه دیگری که بتواند به سرانجامی نیک برسد سراغ ندارد؟!! و البته این حرف که محوری نیست و پیدا نمی شود یقینا معنا ندارد. وحدت از پایین به بالا به نتیجه نخواهد رسید و باید وحدت از بالا به پایین منعکس شود. هیات ها نمی توانند با کار تشکیلاتی همه را با خود همراه کنند بلکه بزرگ تر ها هستند که باید هیات ها را زیر چتر پدرانه و نصایح و نگاه حکیمانه خود گیرند و وحدت آفرین شوند.

سه) ارتباط واقعی مدیران

وحدت واقعی با کارت دعوت و همایش و جلسات و حلقه های ماهانه و غیره معنا پیدا نمی کند. اگر محور هیات ها معلوم شود و مدیران به این سمت حرکت کنند که بخواهند با هم مانوس باشند و حرکت های بزرگ تری در شهر و استان و بلکه کشور ایجاد کنند باید تحت اشراف عالم بزرگی شروع کنند و پس از ایجاد دبیرخانه و امسال آن دیگر انتظار معنا ندارد. مدیران هیات ها نباید منتظر بخشنامه باشند و باید عملا حرکت های صحیح را شروع کنند و مثلا در انتظار نمانند که دبیرخانه اعلام کند فلان هیات با فلان هیات جلسه بگیرند و . اینها گاهی خلاف وحدت واقعی بوده و دستورات و طرح هایی کلیشه ای است و حتی هیات ها را پس از مدتی با خطر مواجه می کند. هیات فرهنگ سرا نیست و باید نرم، مردمی و سنتی باشد و بماند و فرمایشی و دولتی و سیستمی شدن آن جامعه را به خطر می اندازد؛ لذا وحدت واقعی در ادامه راه خود باید به سمت انس و حرکت های واقعی که در پرتو اعمال مدیران معنا می شود حرکت کند. برای نمونه باید یک مدیر با برخی از اعضا به صورت غیر منتظره یا حتی با قرار قبلی به هیات دیگری بروند و واقعا به قصد استفاده از مراسم در مجلس بنشینند. با سخنران و مداح و مدیران آن انس بگیرند و در مشکلات هیاتی و مسائل مالی مدد کار هم باشند در برپایی مراسم به کمک آن هیات بروند و گاهی هدایایی به مناسبت برای مدیر یا هیات بفرستند و بالاخره دوستی ها را به اثبات برسانند. اینکه هر از گاهی دبیرخانه بخشنامه کند که مدیران حضور پیدا کنند تا فلان کار را انجام دهیم و هیچ ارتباط عاطفی و خارج از این جلسه به صورت واقعی نه فرمایشی انجام نشود، از وحدت واقعی فرسنگ ها دور است. . اینکه یک سخنران یا مداح را بخواهند به هیات ها تحمیل کنند یا یک روش را اجباری کنند خلاف وحدت است و هیات ها باید استقلال و مدیریت خود را حفظ کنند. تنها کسی که می تواند با تدبیر و حکیمانه رویه هیات ها را به سمت و سویی الهی و بدون نقص تر پیش برد محور هیات ها (رجوع به بند دو) است و لا غیر.

چهار) جذب حداکثری توسط محور وحدت

البته خلاف ادب است که این حقیر این مطالب را عرض کنم؛ ولی به جهت تجربه به ائمه جمعه عرض می کنم که ایشان خود باید آغاز کننده ی حرکت وحدت آفرینی در شهر باشند و منتظر هیچ گروه یا تشکلی برای این مقوله نمانند. جذب همه هیات های مذهبی شهر باید با تمام قوا توسط ائمه محترم جمعه انجام شود و به هیچ وجه نباید یک تعداد هیات که حالا با امام جمعه به ظاهر همراهند یا مثلا تعدادی هیات که به هیات های هماهنگ تر با نظام اسلامی معروفند یا از جانب برخی مدیران انتخاب و معرفی شده اند در دایره نگاه امام جمعه قرار گیرند. نباید در همایش ها و گرد هم آیی های به نام و وحدت، فقط برخی هیات ها دعوت شوند. ائمه جمعه باید پدر معنوی همه جوانان و هیات های شهر باشند و چه بخواهد حرکتی از سوی برخی هیات ها برای وحدت شروع بشود یا نشود ، ائمه جمعه باید خود محور وحدت شوند؛ درد دلها را بشنوند و به میان هیات ها رفته و از مدیران آنان دعوت کنند تا در دفتر امام جمعه، خدمت وی برسند و به گفت و گو بنشینند و در این جلسات امامان جمعه محترم شبهات را پاسخ دهند و روحانیان فاضل در حوزه ها را برای پاسخ گویی و سخنرانی به هیات ها معرفی کنند و حتی شده هزینه سخنران و اسکان آنان را به عهده گیرند و البته ائمه جمعه  می توانند از سازمان تبلیغات، اداره اوقاف، معاونت های فرهنگی برخی ادارات و شهرداری و سایر مراکز در این امر یاری بخواهند و دستور به همکاری آنان را با هیات ها صادر نمایند. امامان جمعه می توانند با کمک مالی و معنوی به هیات ها آنان را در احیای فرهنگ اهل بیت ع یاری کنند و بالاخره با این محوریت و البته در این سطح بالای علمی و جایگاه که امامان جمعه دارند، چنین حرکتی به سرعت می تواند کشور را متحول سازد. اگر مدیران هیات ها نیز انقلابی، مومن و مخلصانه حرکت کنند و به فکر وحدت واقعی باشند باید در اولین مرحله برای ایجاد وحدت، به دنبال ائمه جمعه و علما رفته و آنان را به هیچ وجه رها نکنند.

تقاضا: ائمه محترم جمعه در درجه اول و عالمان دین در هر شهری در صورت عذر امامان جمعه محور وحدت و جذب حداکثری هیات ها برای طرح های بزرگ هستند و باید به میدان وارد شوند و بی شک پشتوانه و ستون اصلی برای حفظ و بقا و وحدت رویه هیات های مذهبی خواهند بود.

پنج) پرهیز از رقابت های ناسالم

هر هیاتی در عین حالی که باید مراسم خود را باشکوه و تبلیغات و جاذبه های فراوان برگزار کند، نباید امکانات مالی خود را چه در ظاهر و چه در باطن برای رقابت با دیگر هیات ها به کار گیرد و این تفکر را در ذهن اعضای خود رسوخ دهد که اعلام موجودیت هدف اصلی و کوتاه مدت هیات است. هیات مجلس اهل بیت ع است و آلوده شدنش با مسائل مادی و نگاه های سطحی با روش این مکتب و خاندان سازگار نیست. این نوع نگاه به تبع خود نه تنها تیرگی ها و کدورت ها را همراه دارد؛ بلکه با روح وحدت آفرینی منافات دارد. مدیر چنین هیاتی به سبب این تفکر، اگر در همایش ها، نشست ها و جلساتی هم به عنوان وحدت و نزدیک شدن قلب ها و راه ها حضور پیدا کند، انتظار اعلام و اعمال مواضعش در جلسات مدیران هیات ها بیش از دیگران خواهد بود و به جهت آمار مخاطبان بیشتر، انتظار تاثیر گذاری نظرش در جمع مدیران را خواهد داشت. این سطحی نگری ها و برتر بینی ها و خود را داعیه دار نجات دیدن در دید دیگران و به خصوص توده های مردم نگرشی نفسانی و غرور آمیز خواهد بود و فضای شهرهای مذهبی را هم آلوده خواهد کرد. هر هیاتی چه کوچک یا بزرگ چه قدیمی چه تازه تاسیس، باید بتواند در شهر فعالیت کند و در محله و منطقه خود تاثیر گذار باشد. اخلاص باید به عنوان یک اصل در میان مدیران هیات ها مطرح شود و خدای ناکرده طوری وانمود نشود که مدیر هیاتی برای اعضای خود فهم بیشتری قائل است یا می خواهد صرفا خود را در شهر مطرح کند؛ کاری که متاسفانه زیبایی هیات ها را خدشه دار می کند. همه هیات ها باید با تمام وجود برای اهل بیت ع تبلیغ کنند و مراسمشان با تمام کیفیت های موجود برگزار شود؛ ولی مدیران هیات ها باید توجه کنند و به این باور برسند که شخصیت واقعی افراد است که به هر هیاتی اعتبار می دهد و با اخلاص و فکر جمعی و مصلحت اندیشی برای تمام شهر و با نگاه و دلی بزرگ است که می توان الفت و انس و برادری واقعی در میان هیات ها ایجاد کرد. مگر می شود مدیران نگاه مادی و حزبی و تشکیلاتی و برتر بینی و سیاسی کاری داشته باشند و هیات ها به وحدت برسند. به قول یکی از علما حافظه ای که با کشمش تقویت شود با پنیر هم تضعیف می شود. وحدتی که با فرمایش و اهداف سطحی ایجاد شده باشد با بادی ویران می شود و نوبت به تند باد هم نمی رسد. وقتی مدیران هیات ها از هم بدگویی کنند و کارشان فقط نقد دیگران باشد و جلساتشان به عیب گویی بگذرد؛ وقتی خدای ناکرده سخنران و مداح هیاتی را به مسخره بگیرند؛ وقتی وحدت در این خلاصه شود که فلان سخنران یا مداح را با شیوه های خاص در شهر جا بیندازند، و وقتی احترام ها مصنوعی و مصلحتی شود؛ توصیه به وحدت و همایش های در این راستا نهایتا وحدت های کلیشه ای را رقم خواهد زد نه بیشتر. باید مدیران همدیگر را باور کنند و خود خواسته و با شوق از یکدیگر مشاوره بخواهند و به هم احترام کنند تا حقیقتا وحدت واقعی دیده شود. چه فایده ای دارد کسی که دبیر این همایش های به اصطلاح وحدت آمیز می شود خود نیز آنان را باور نداشته باشد و قلبا دوستشان نداشته باشد و بخواهد از ره آورد وحدت به جایگاهی برسد. این که قرار است وحدت محور داشته باشد به این جهت است که بزرگ تر های باتقوا نگاهشان نگاه رحیمانه است. نباید وحدت هیات ها این طور جلوه کند که گروهی می خواهند بر گروه دیگر اثر بگذارند.

توجه: همه آسیب ها در حرکت به سوی وحدت با محوریت عالمی عامل و بصیر حل خواهد شد و اگر گفته شود نیست و نمی شود باید گفت آیا واقعا حرکتی به سوی عالمان دینی با اخلاص انجام گرفت و نشد؟؟!!. ما اگر بخواهیم می شود، چون نمی خواهیم نمی شود. بل الانسان علی نفسه بصیرة و لو القی معاذیره .والعاقبة للمتقین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
6 اردیبهشت 98 ساعت 06 و 18 دقیقه و 42 ثانیه
スーパーコピーN級品激安ショッピングモール!スーパーコピーN級品品ごとにぱっと見て全然違わないほどの外観を持ち
6 اردیبهشت 98 ساعت 06 و 17 دقیقه و 06 ثانیه
iPhone8ケースヴィトン
28 فروردین 98 ساعت 01 و 40 دقیقه و 39 ثانیه
韓国ブランドコピー,ブランドコピー代引き,スーパーブランドコピー,ブランドスーパーコピー代引き,ブランドスーパーコピー屋
28 فروردین 98 ساعت 01 و 40 دقیقه و 22 ثانیه
ブランド時計コピー
28 فروردین 98 ساعت 01 و 39 دقیقه و 13 ثانیه
最高級スーパーコピーブランド激安通販!偽物ブランドコピー
18 فروردین 98 ساعت 09 و 17 دقیقه و 17 ثانیه
iphone6/6sケース、iphone6/6sプラスケース、iphone5/5s/SEケース、ギャラクシーS7/S7 edgeケースギャラクシーS8/S8 edgeケース激安専門店。本店に今一番人気があるルイヴィトンコピー、シャネルコピー
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :