... فرادیس (بـــوستــان دین شناسی) FARADIS
پرهیزگار باش که دادار آسمان/ فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید محمد موسوی
مطالب اخیر
نظرسنجی
ما را از نظر خود محروم نفر مایید








برچسبها

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

مراتب مختلف امر به معروف و نهی از منکر -   به شیوه بیان کتب فقها و بر اساس روایات صریح عبا رتند از:

احساس قلبی، اظهار ناراحتی، اظهار به زبان، برخورد فیزیکی و جهاد .

هرگاه در جامعه­ای بیماری خاصی شیوع یابد، در درجه اول ارگان‌های دولتی که مسئول حفظ بهداشت جامعه هستند، می­توانند به دو اقدام دست زنند:

اولین کاری که می­توان انجام داد این است که برای پیشگیری از ابتلای مردم به این بیماری، آنان را واکسینه کنند. این وظیفه اولیه دستگاه بهداشتی کشور است که نگذارد جامعه، به یک بیماری واگیردار مبتلا شود.

 کار بعدی این است که مبتلایان، تحت معالجه قرار گیرند.

اگر ما در برابر امور معنوی هم احساس مسئولیت کنیم باید دو کار را انجام دهیم: نخست باید برای پیشگیری بکوشیم و اجازه ندهیم جامعه مبتلا به فساد اخلاقی شود؛ پس از آن نیز باید بکوشیم مبتلایان به فساد را، معالجه کنیم.

معالجه هم انواع مختلفی دارد: برخی بیماری‌ها ممکن است با خوراندن یک دارو یا حتی یک رژیم غذایی مناسب معالجه ‏شود، اما برخی بیماری‌ها نه با چنین دارویی و نه با رژیم غذایی قابل معالجه است. در این صورت، گاهی باید یک جراحی صورت پذیرد یا حتی عضو فاسد قطع گردد تا مرض به دیگر اندام‌ها سرایت نکند.

در امور معنوی نیز چنین است؛ مردم و حکومت در مسائل معنوی وظیفه‌ای جز پیشگیری دارند، و آن معالجه مبتلایان است که ممکن است به اشکال مختلف صورت پذیرد:

نخستین راه معالجه نصیحت کردن است. اگر کسی دچار بیماری شود و نزد پزشک رود و پزشک تشخیص دهد که او مرض قند دارد، به او توصیه می­کند که کمی از خوردن مواد قندی پرهیز کند تا نیازمند دارو نباشد. اگر بیمار به حرف آن پزشک عمل کند، با پرهیز غذایی معالجه می‏شود. در اینجا پزشک فقط می­تواند بیمار را نصیحت کند؛ اما اگر بیمار به نصیحت عمل نکرد، به او داروی انسولین می­دهد. اما اگر بیماری خیلی شدید شد، ممکن است بگوید فلان اندام را باید قطع کنی.

در مراتب امر به معروف و نهی از منکر نیز همین مراحل وجود دارد. مراتبی برای امر به معروف و نهی از منکر شمرده شده است که در صورت انجام پذیرفتن در یک مرتبه، نمی­توان به سراغ مرتبه بعدی آن رفت. در برخی روایات، از جمله بخشی از فرمایش امام محمد باقر علیه السلام تصریح شده است:

« فَأَنکروا بِقُلوبِکم والفِظُوا بِاَلْسِنَتِکمْ وصُکوا بها جِباهَهُم ولا تخافوا فی اللّه‏ِ لَومَه لائمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا و‌إلی الحَقِّ رجعوا فلا سبیل عَلَیْهِم إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الأَْرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولئِک لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ هنالک فَجاهِدُوهُم باَبْدانِکمْ وأَبْغِضُوهُم بِقلوبِکم غیرَ طالبین سُلطانا و‌لا باغینَ مالاً و‌لا مُریدینَ بالظُّلم ظَفَرا حتی یَفیئُوا اِلی امر اللّه‏ و‌یَمْضُوا عَلی طاعَتِهِ»

الفروع من الکافی، ج5، ص56.

با قلب خود انکار کنید و با زبانتان با آنان سخن گویید و به پیشانی آنها بزنید و از ملامت ملامتگران نهراسید؛ اگر به‌سوی حق برگشتند و از گناهان خود توبه کردند، دیگر سرزنش آنان سزاوار نیست. همانا اشکالْ متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می‏دارند و در روی زمین به ناحق سرکشی می‏کنند. در اینجا با آنان جهاد کنید، آنان را از عمق دل، دشمن بدارید و در این امر، نه در پی کسب قدرت و نه درصدد کسب مال باشید، و نه بخواهید از روی سرکشی بر دیگران پیروز شوید تا سر به فرمان خدا بگذارند، و بر اساس طاعت الهی سلوک کنند.» بر این اساس، مراتب امر به معروف و نهی از منکر، به ترتیب، عبارت‏نداز:

1. احساس قلبی

نخستین مرتبه نهی از منکر، انکار به قلب است؛ یعنی زمانی که انسان گناه و انحرافی را در جامعه می‏بیند، در دل خود آن را تقبیح، و احساس ناراحتی کند. در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود:

حَسْبُ الْمُؤْمِنِ عِزّاً إِذَا رَأَی مُنْکراً أَنْ یَعْلَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ‌جَلَّ مِنْ قَلْبِهِ إِنْکارَهُ»

  تهذیب الاحکام، ج‌6،ص.178

برای عزت مؤمن همین کافی است که آن‌گاه که منکری را مشاهده نماید، خداوند می‌داند که او در قلب خویش آن را انکار می‌کند.»

2. اظهار ناراحتی

در مرتبه بعد انسان باید ناراحتی خود را در چهره ظاهر کند. وقتی انسان در جامعه با کار زشتی روبه‏رو می‏شود و گناهی را می‏بیند، باید افزون بر انکار درونی، ناراحتی و اشمئزاز خود را با اخم و درهم کشیدن چهره اظهار کند.

در کتاب تهذیب شیخ‌طوسی از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که به نقل از جد خود، امیر مؤمنان علیه السلام، فرمود:

« أَدْنَی الْإِنْکارِ أَنْ یُلْقَی أَهْلُ الْمَعَاصِی بِوُجُوهٍ مُکفَهِرَّه؛.»همان، ص176.

کمترین اقدام در مواجهه با منکر، برخورد سرد و عبوس با اهل آن است.»

البته ممکن است کسی برای تأثیرگذاری بهتر، روش مهربانانه‌ای نیز در مقابل شخص گنهکار در پیش گیرد تا زمینه راهنمایی و موعظه او فراهم شود. این مطلب، منافاتی با مطلب فوق ندارد؛ چراکه عبوس نمودن چهره و نشان دادن مخالفت خود، در مقابل گستاخانی است که اهل معصیت‌اند و به معصیت خود مباهات می­کنند. در مقابل چنین کسانی نباید کوتاه آمد، بلکه در نخستین قدم باید در برابر آنان چهره در هم کشید.

3. اظهار به زبان

مرتبه سوم، به ‏زبان آوردن و تذکر دادن است، که خود مراتبی دارد. در مرحله نخست، چنانچه شرایط مناسب بود و زمینه ‏های لازم برای تأثیرگذاری وجود داشت، با زبان لیّن و نرم، تذکر بدهد؛ و اگر تذکر با زبان نرم اثر نداشت، در مرحله بعد، باید با لحنی تندتر، از منکر جلوگیری کرد.

در موردی که تجاهر به گناه نباشد باید توجه داشت که در حد امکان، امر به معروف و نهی از منکر در لفّافه بیان گردد؛ به‌گونه‌ای‌ که طرف مقابل، حتی متوجه نشود که امر یا نهی‌کننده، در پی برطرف کردن عیب اوست. تردیدی نیست که اگر مؤمنی عیبی در دوست خود ‌ببیند، نمی­تواند آرام بنشیند؛ بلکه موظف است با رعایت مراتب، به وظیفه خود عمل کند. ولی نمی‌توان برای نشان دادن عیوب کسی، مراتب را نادیده انگاشت. از‌این‌روی برخی بزرگان اگر در پی بیان عیب کسی برمی­آمدند به مناسبتی، آیه یا حدیثی می­خواندند یا داستانی را نقل می‏کردند. گویا با ذکر آیه، حدیث و داستان، با طرف مقابل سخن می­گفتند و او را به اشتباه خود می‌آگاهاندند. بنابراین این شیوه، راهی برای بیان عیب طرف مقابل است، بدون اینکه به روی او آورده باشد. گاهی هم کسانی از طریق کلی­گویی می‌کوشند عیوب افراد را یادآور شوند، بدون اینکه به گونه مستقیم به فرد خاصی اشاره کرده باشند.

اگر هیچ‌یک از شیوه‌های پیش‌گفته برای بیان عیوب کسی کارساز نبود، ناگزیر باید به‌طور مستقیم برای او بیان کرد که فلان عیب را دارد و باید خود را اصلاح کند. در این صورت هم، همین امرونهی باید به­گونه‌ای باشد که در خلوت صورت پذیرد تا کسی دیگر متوجه این تذکرات نگردد. آری! اگر کار بدان‌جا کشیده شد که کسی آلوده به گناهی بزرگ شده است و هیچ راهی جز گفتن در حضور دیگران برای بازداشتن او وجود ندارد، و حتی ممکن است کار بدان‌جا کشیده شود که تا عیوبش پشت سر او بیان نشود، تأثیری نداشته باشد، اگر نهی از منکری جز از راه غیبت کردن میسر نباشد، آن غیبت واجب می‏شود تا این سخنان به گوش طرف مقابل برسد و از گناهش دست بردارد.

4. برخورد فیزیکی

این مرتبه دیگری از امر به معروف و نهی از منکر است که اگر امر به معروف و نهی از منکر به‌صورت تذکر و برخورد لفظی اثر نکرد و سخن نرم، ملاطفت و موعظه اثر نبخشید، یا سبب جرئت و گستاخی بیشترِ گناهکار گردید، باید با چنین شخصی با تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد. البته بنابر فرمایش امام باقرعلیه السلام، چنین برخوردی، اعتراض و ملامت دیگران را در پی دارد؛ حتی ممکن است دوستان فرد نهی‏کننده، او را به دلیل پرخاشگری سرزنش کنند. اما از ملامتِ ملامت‏کنندگان نباید ترسید؛ اگرچه ملامتگران از نزدیک‏ترین دوستان آمر یا ناهی باشند؛ زیرا اگر مردم از ترس ملامت و سرزنش دیگران، نهی از منکر را ترک کنند، بلا نازل می‏شود و تر و خشک با هم می‏سوزند.

البته در جامعه اسلامی که دولت اسلامی حاکمیت دارد، برخورد فیزیکی باید از طرف مقام رسمی و با مجوز رسمی صورت گیرد؛ یعنی در جایی که بحث اعمال قدرت فیزیکی مطرح می‌گردد، باید اجازه حکومت و مقامات قضایی باشد. در اینجا این پرسش مطرح می‏شود که در چه مواردی مردم مجاز به برخورد فیزیکی هستند؟ این پرسش را بدین‌گونه می‏توان پاسخ گفت که اگر در زمانی یا در سرزمینی، دولت اسلامی وجود نداشته باشد، یا دولت اسلامی، ضعیف و ناکارآمد بوده، قدرت برخورد با منکرات را نداشته باشد و مردم احساس کنند که در این سرزمین، اسلام در خطر است، لازم است برای نهی از منکر قیام کنند تا حقیقت اسلام و احکام آن حفظ شود و ارزش‌های اسلامی در جامعه احیا گردند.

5. جهاد

مراحلی که تاکنون ذکر شد، همه در موارد متعارف امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما مراتب دیگری از امر به معروف و نهی از منکر در روایات ذکر شده که بعضی از مراتب جهاد را نیز در‌بر ‌می‏گیرد. بر اساس روایت امام باقر علیه السلام ، پس از امر به معروف و نهی از منکر، یکی از این دو حالت پیش می‏آید: فرد گناهکار بعد از امر به معروف و نهی از منکر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و از گناه و کارهای ناشایست دست بر‌می‏دارد، که در این صورت تکلیف انجام گرفته، باید با مهربانی و عطوفت با او رفتار کرد؛ اما اگر آنان از کارهای ناشایست خود دست بر‌نداشتند، در اینجا باید با آنان مبارزه کرد. در این صورت، وظیفه از سخن گفتن و ملامت و حتی تندی کردن فراتر می‏رود. چنین افرادی دشمن اسلام‏اند و با چنین افرادی که گستاخانه و به‌طور علنی، احکام اسلام را انکار، و به مقدسات اسلام اهانت می‏کنند، باید مبارزه کرد و با آنان دشمنی ورزید. در این مقام نباید بُعد محبت و رأفت دین را در نظر گرفت؛ زیرا رأفت اسلام شامل این افراد نمی‏شود.

در کتاب‌های فقهی جهاد بر سه قسم تقسیم شده است: جهاد ابتدایی؛ جهاد دفاعی؛ و جهاد با اهل بغی.

قسم اول، یعنی جهاد ابتدایی، به دستور امام و برای کنار زدن موانع هدایت از سر راه ولی خدا انجام می‏شود تا حکومت اسلامی بتواند اسلام را در پهنه جهان گسترش دهد و معارف الهی را به همگان عرضه کند، و به‌این‌ترتیب، راه هدایت باز گردد. ازاین‌روی خداوند می‏فرماید: فَقاتِلُوا أَئِمَّه الْکفْرِ.»توبه (9)، با پیشوایان کفر پیکار کنید»؛

اما قسم دومِ جهاد، هنگامی صورت می‏گیرد که به مسلمانان حمله شود و آنان در مقام دفاع بر‌آیند؛ نوع سوم جهاد نیز زمانی مصداق می‏یابد که بین دو دسته از مسلمانان جنگ درگیرد و راهی برای اصلاح نباشد، مگر اینکه به کمک دسته‌ای که مظلوم واقع شده، بشتابند، یا حاکم اسلامی دستور دهد با کسانی که برضد حکومت اسلامی شوریده‌اند، جهاد کنند، که این را، در اصطلاح، جهاد با اهل بغی گویند. کتاب بزرگترین فریضه/آیه الله مصباح یزدی. ص82





نوع مطلب : قرآن، حدیث، احکام، تاریخ اسلام، پرسش و پاسخ، 
برچسب ها : مراتب امر به معروف و نهی از منکر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :