... فرادیس (بـــوستــان دین شناسی) FARADIS
پرهیزگار باش که دادار آسمان/ فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید محمد موسوی
مطالب اخیر
نظرسنجی
ما را از نظر خود محروم نفر مایید








برچسبها

تبلیغ

عوامل موفّقیت مبلّغ

رسالت مبلّغ

ویژگی‏هاى مبلّغ

ابزارهاى تبلیغ

شیوه تبلیغ

آداب تبلیغ

آفات تبلیغ

مهم‏ترین نكته تبلیغى

 

 

 

 

«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَ لاَ یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا»(1)

 

كسانى كه پیام‏هاى خدا را ابلاغ مى‏كنند و از او مى‏ترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند. و خدا براى حسابرسى كفایت مى‏كند.

 

«تبلیغ»، از ریشه «بلوغ» و «بَلاغ»(2)به معناى رساندن كاملِ پیام، خبر، اندیشه و سخن به دیگرى است و «مبلّغ»،كسى است كه با همه توان تلاش مى‏كند تا موادّ تبلیغى همراه خود را به مقصد نهایى ـ كه اندیشه و دل مخاطب است ـ، برساند.

در قرآن كریم، واژه «تبلیغ» و مشتقّات آن، 27 بار تكرار شده است.(3) البته عناوین دیگرى مانند: هدایت، دعوت، موعظه، تبشیر، تخویف، انذار، امر به معروف و نهى از منكر نیز با عنوان تبلیغ، ارتباط نزدیك دارند؛ اما هیچ یك از بار فرهنگى واژه «تبلیغ» در انتقال پیام‏ها برخوردار نیستند.

از منظر قرآن كریم و احادیث اسلامى، رساندن پیام‏هاى سازنده خداوند مهربان به اندیشه و دل مردم، مهم‏ترین وظیفه انبیاى الهى و ادامه دهندگان راه آنان است. به انجام رساندن این وظیفه تا آن جا اهمّیت دارد كه قرآن، خطاب به پیامبر گرامى اسلامْ تأكید مى‏فرماید:

 

«إِنْ عَلَیْكَ إِلاَّ الْبَلَـغُ؛(4)

برعهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست».

و پیامبر بزرگوار اسلام، خود را به عنوان یك «مبلّغ» به مردم معرفى مى‏كند و مى‏فرماید:

«إنّمَا أنَا مُبَلِّغٌ؛(5)

من، تنها ابلاغ كننده‏ام.

 

عوامل موفّقیت مبلّغ

 

موفّقیت یا شكست مبلّغان و برنامه‏سازان تبلیغاتى در رسیدن به اهداف خود، به پنج عامل وابسته است:

1. انگیزه مبلّغ،

2. محتواى تبلیغ،

3. ویژگى‏هاى مبلّغ،

4. ابزارهاى تبلیغ،

5. شیوه تبلیغ.

در اسلام، همه این عواملْ مورد توجّه قرار دارند و نوشتار حاضر با الهام گرفتن از قرآن و حدیث، تلاش دارد تا ضمن تقویت انگیزه تبلیغ، مبلّغان را با اصلى‏ترین پیام‏هایى كه باید به مردم منتقل كنند، ویژگى‏هاى لازم كه براى مبلّغْ، ابزارهاى تبلیغ و شیوه‏هایى كه در موفّقیت مبلّغْ مؤثّر است، آشنا سازد.

 

انگیزه مبلّغ

بدون تردید، انگیزه، قبل از هر چیز دیگر، ضامن موفّقیت مبلّغ و برنامه‏هاى تبلیغى اوست. هرچه انگیزه قوى‏تر باشد، امید موفّقیتْ بیشتر است. تأمّل در متون دینى‏اى كه درباره جایگاه تبلیغ و مبلّغ در اسلام سخن مى‏گویند، مى‏تواند زمینه‏ساز تقویت انگیزه مبلّغان و برنامه سازان تبلیغى باشد.

در این متون، ضرورت تبلیغ به عنوان یك تكلیف الهى و وظیفه دینى، اهمّیت و آثار و بركات آن براى مبلّغ از یك سو و براى مردم از سوى دیگر، مورد تأكید قرار گرفته و تبلیغ، به عنوان پایگاه اِحیاى معنوى مردم و یارى رساندن به خدا معرّفى شده است.

 

فضیل بن یسار: قُلتُ لِأَبی جَعفَرٍ علیه‏السلام: قَولُ اللّه‏ِ عز و جل فی كِتابِهِ: «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»؟

قالَ: مِن حَرقٍ أو غَرَقٍ.

قُلتُ: فَمَن أخرَجَها مِن ضَلالٍ إلى هُدىً؟

قالَ: ذاكَ تَأویلُهَا الأَعظَمُ؛(6)

به امام باقر علیه‏السلام این سخن خداوند در قرآن را گفتم:«و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است».

فرمود: «[یعنى نجات دادن او] از آتش یا غرق شدن».

گفتم: پس كسى كه فردى را از گمراهى به هدایت درآورد؟

فرمود: «این، بالاترین تأویل آن است».

 

همچنین مبلّغ، نماینده خدا، نماینده رسول خدا، نماینده كتاب خدا، و حجّت خدا بر مردمْ معرّفى شده است.

 

امام على علیه‏السلام: قالَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائی! ـ ثَلاثا ـ.

قیلَ: یا رَسولَ اللّه‏ِ، ومَن خُلَفاؤُكَ؟

قالَ: الَّذینَ یُبَلِّغونَ حَدیثی وسُنَّتی، ثُمَّ یُعَلِّمونَها اُمَّتی؛(7)

رسول خدا سه بار فرمود: «خداوندا، به جانشینانم رحم كن!».

گفته شد: اى رسول خدا! جانشینان شما چه كسانى‏اند؟

فرمود: «آنان كه گفتار و كردار مرا تبلیغ مى‏كنند و آنها را به امّت من مى‏آموزند».

 

مبلّغ، ترجمان حق، سفیر خالق و فرا خواننده مردم به سوى خداست.

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: خِیارُ اُمَّتی مَن دَعا إلَى اللّه‏ِ تَعالى، وحَبَّبَ عِبادَهُ إلَیهِ؛(8)

برگزیدگانِ امّت من كسانى هستند كه به سوى خداوند متعال فرا مى‏خوانند و بندگانش را محبوب او مى‏سازند.

 

مبلّغ، مجاهدى است كه با سلاح سخن و قلم، به یارى خدا (یعنى دفاع از همه ارزش‏هاى انسانى و مبارزه و جهاد با همه زشتى‏ها و ناهنجارى‏ها) برمى‏خیزد و جامعه را به مقصد اعلاى انسانى دعوت مى‏كند.

و بدین سان، یك مبلّغ، ارزشمندتر از هزاران عابد است؛ چرا كه همّت عابد، در جهت نجات خویش است و همّت مبلّغ در جهت نجات مردم و خدمت به خلق، و از این رو، در قیامت به عابد گفته مى‏شود:

إنطَلِق إلَى الجَنّة!؛(9)

به سوى بهشت برو!

اما به مبلّغ گفته مى‏شود:

قِفْ! تَشْفَعُ النّاسَ بِحُسنِ تَأدیبِكَ لَهُم؛

درنگ كن و به پاداش آن كه مردم را نیكو تربیت كردى، آنها را شفاعت كن!

 

این فضایل، براى همه مبلّغانِ واجد شرایط است؛ اما كسانى كه در هدایت مردمْ تلاش و ابتكار بیشترى دارند، از كمالات برترى برخوردارند و مبلّغى كه براى تبلیغ، به بلاد شرك و كفر سفر كند و در آن‏جا، جان بدهد، به سان ابراهیم خلیل، در قیامت به صورت یك امّت محشور مى‏گردد.

 

الاحتجاج به نقل از شریف بن سابق تفلیسى، به نقل از حمّاد سَمْدَرى: قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّه‏ِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیهماالسلام: إنّی أدخُلُ بِلادَ الشِّركِ، وإنَّ مَن عِندَنا یَقولُ: إن مِتَّ ثَمَّ حُشِرتَ مَعَهُم؟

قالَ: فَقالَ لی: یا حَمّادُ، إذا كُنتَ ثَمَّ، تَذكُرُ أمرَنا وتَدعو إلَیهِ؟

قالَ: قُلتُ: نَعَم.

قالَ: فَإِذا كُنتَ فی هذِهِ المُدُنِ ـ مُدُنِ الإِسلامِ ـ تَذكُرُ أمرَنا وتَدعو إلَیهِ؟

قالَ: قُلتُ: لا.

فَقالَ لی: إنَّكَ إن مِتَّ ثَمَّ حُشِرتَ اُمَّةً وَحدَكَ، وسَعى نورُكَ بَینَ یَدَیكَ؛(10)

به امام صادق علیه‏السلام گفتم: من وارد شهرهاى مشركان مى‏شوم. برخى از دوستان مى‏گویند: اگر در آن جا بمیرى، با آنان محشور خواهى شد.

[امام صادق علیه‏السلام] به من فرمود: «اى حمّاد! اگر در آن‏جا باشى، آیا امر [امامت] ما را یادآور مى‏شوى و [مردم را]به سوى آن فرا مى‏خوانى؟».

گفتم: آرى.

فرمود: «هرگاه در این شهرها (شهرهاى اسلامى) هستى، آیا امر [امامت]ما را یادآور مى‏شوى و به سوى آن دعوت مى‏كنى؟».

گفتم: نه.

فرمود: «اگر تو در آن جا (شهرهاى مشركان) بمیرى، به تنهایى چون یك امّت محشور مى‏شوى و نور تو پیشاپیش تو در حركت خواهد بود».

 

افزون بر این، آنچه در باره حقوق مبلّغ و ثواب تبلیغ در روایات اسلامى آمده است، در جهت تقویت انگیزه مبلّغان و برنامه‏سازان تبلیغى است.

 

فضل بن ابى قرّه: به امام صادق علیه‏السلام گفتم: هؤُلاءِ یَقولونَ: إنَّ كَسبَ المُعَلِّمِ سُحتٌ؟!

فَقالَ: كَذَبوا أعداءُ اللّه‏ِ، إنَّما أرادوا ألاّ یُعَلِّمُوا القُرآنَ، ولَو أنَّ المُعَلِّمَ أعطاهُ رَجُلٌ دِیَةَ وَلَدِهِ لَكانَ لِلمُعَلِّمِ مُباحا؛(11)

اینان مى‏گویند درآمد معلّم، حرام است! فرمود: «دشمنان خدا دروغ مى‏گویند. آنان مى‏خواهند كه آموزگاران، قرآن را آموزش ندهند، و اگر شخصى [به اندازه]دیه فرزندش را نیز به معلّم بدهد، براى وى حلال است».

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أدّى إلى اُمَّتی حَدیثا یُقیمُ بِهِ سُنَّةً أو یَثلِمُ بِهِ بِدعَةً، فَلَهُ الجَنَّةُ؛(12)

هر كس حدیثى را به امّتم برساند كه با آن سنّتى را برپا دارد یا بدعتى را درهم شكند، بهشت از آنِ او خواهد بود.

 

البته جایگاه رفیع مبلّغ، مسئولیت بسیار سنگینى را بر دوش او مى‏گذارد و آیات و روایاتى كه در این باره و در مورد مبلّغان نمونه وارد شده است، براى مبلّغان، سختْ هشدار دهنده است.

 

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما مِن داعٍ دَعا إلى شَیءٍ إلاّ كانَ مَوقوفا یَومَ القِیامَةِ، لازِما بِهِ لا یُفارِقُهُ، وإن دَعا رَجُلٌ رَجُلاً. ثُمَّ قَرَأَ قَولَ‏اللّه‏ِ: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئولُونَ* مَا لَكُمْ لاَ تَنَاصَرُونَ»(13)؛(14)

هیچ فراخواننده‏اى نیست كه به چیزى فراخوانَد، مگر آن كه روز قیامتْ در گروى آن خواهد بود و آن، همراهش باشد و از او جدا نشود؛ اگرچه كسى تنها یك نفر را فرا خوانده باشد. آن گاه این آیه را خواند: «و آنان را نگه دارید كه باید بازپرسى شوند. شما را چه مى‏شود كه همدیگر را یارى نمى‏كنید؟».

 

 

 

رسالت مبلّغ

 

محتواى تبلیغ، یكى دیگر از اركان موفّقیت آن است. هر چه محتواى تبلیغ با موازین عقلى سازگارتر و پیام مبلّغ از غناى فرهنگى بیشترى برخوردار باشد، میزان موفّقیت و تأثیرگذارى تبلیغ در مردم، افزایش خواهد یافت.

روایاتی كه در آن به بایسته های محتوایی تبلیغ اشاره شده، علاوه بر این كه مبلّغ را با مهم‏ترین وظایف تبلیغى و جهت‏گیرى‏هاى صحیح در پیام رسانى آشنا مى‏كند، نشان دهنده غناى فرهنگى پیام اسلام و انطباق آن با موازین فطرى و عقلى است.

این روایات را میتوان در بیش از بیست عنوان دستهبندی كرد كه به نمونه هایی از آن اشاره می شود.

 

1. برانگیختن فطرت و عقل

امام على علیه‏السلام ـ در خطبه‏اى از ایشان ـ: فَبَعَثَ فیهِم رُسُلَهُ وواتَرَ إلَیهِم أنبِیاءَهُ؛ لِیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ، ویُذَكِّروهُم مَنسِیَّ نِعمَتِهِ، ویَحتَجُّوا عَلَیهِم بِالتَّبلیغِ، ویُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقولِ، ویُروهُم آیاتِ المَقدِرَةِ؛(15)

پس [خداوند]رسولانش را در میان آنان فرستاد و هر چند گاه، پیامبرانى روانه ساخت تا ادا كردن حق میثاق الست(16) را از آنان بخواهند، و نعمت فراموش كرده را به یادشان آرند. و با تبلیغ [رسالت]، حجّت را بر آنان تمام كنند و چراغ معرفتشان را بیفروزند و چشمشان را به آیات قدرت [الهى] بردوزند.

 

2. دعوت به خلق نیكو

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: بُعِثتُ بِمَكارِمِ الأَخلاقِ ومَحاسِنِها؛(17)

من به خُلق و خوى پسندیده و نیكو برانگیخته شدم.

 

3. دعوت به برپاداشتن عدالت

امام على علیه‏السلام در توصیف اهل ذكر: یَأمُرونَ بِالقِسطِ ویَأتَمِرونَ بِهِ، ویَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ ویَتَناهَونَ عَنهُ؛(18)

به عدل فرمان مى‏دهند، و خود از روى عدالت كار مى‏كنند، و از كار زشت، باز مى‏دارند، و خود از زشتكارى به كنارند.

 

4. دعوت به رهبری امام عادل

امام صادق علیه‏السلام: رَحِمَ اللّه‏ُ مَن حَبَّبَنا إلَى النّاسِ ولَم یُبَغِّضنا إلَیهِم!؛(19)

خدایش رحمت كند كسى كه ما را نزد مردمْ محبوب گردانَد و مبغوض آنها نسازد.

امام عسكرى علیه‏السلام: اِتَّقوا اللّه‏َ، وكونوا زَینا ولا تَكونوا شَینا. جُرّوا إلَینا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَادفَعوا عَنّا كُلَّ قَبیحٍ؛(20)

از خدا پروا كنید، و مایه زینت باشید، نه مایه زشتى. هر دوستى‏اى را به سوى ما جلب كنید و هر زشتى‏اى را از ما دور سازید.

 

5. دعوت به آزادگی

امام على علیه‏السلام: لا تَكُن عَبدَ غَیرِكَ وقَد جَعَلَكَ اللّه‏ُ حُرّا، وما خَیرُ خَیرٍ لا یُنالُ إلاّ بِشَرٍّ، ویُسرٍ لا یُنالُ إلاّ بعُسـرٍ؟!؛(21)

بنده دیگرى مباش، حالى كه خدایت آزاد آفریده، و در آن نیكى كه جز با بدى به دست نیاید و آن توانگرى كه جز با سختى و خوارى بدان نرسند، كسى چه خوبى دیده؟

 

6. دعوت به پرهیزگاری و ورع

امام باقر علیه‏السلام ـ خطاب به فضیل ـ: یا فُضَیلُ، بَلِّغ مَن لَقیتَ مِن مَوالینا عَنَّا السَّلامَ، وقُل لَهُم: أنّی أقولُ: إنّی لا اُغنی عَنهُم مِنَ اللّه‏ِ شَیئا إلاّ بِوَرَعٍ؛ فَاحفَظوا ألسِنَتَكُم، وكُفّوا أیدِیَكُم، وعَلَیكُم بِالصَّبرِ وَالصَّلاةِ؛ فَإِنَّ اللّه‏َ یَقولُ:«اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّـبِرِینَ»(22)؛(23)

اى فضیل! هر یك از دوستان ما را كه دیدى، سلام ما را برسان و از طرف من به آنان بگو كه من، جز با ورع [آنان]، نزد خداوند كارى برایشان نمى‏توانم انجام دهم. پس زبانتان را حفظ كنید، و دست‏هایتان را نگاه دارید، و بردبارى و نماز پیشه كنید، كه خداوند مى‏فرماید:«از صبر و نماز، یارى جویید؛ زیرا خدا با صابران است».

 

7. دعوت به محبت خدا

امام زین العابدین علیه‏السلام: أوحَى اللّه‏ُ عز و جل إلى موسى علیه‏السلام: حَبِّبنی إلى خَلقی، وحَبِّبِ الخَلقَ إلَیَّ.

قالَ: یا رَبِّ، كَیفَ أفعَلُ؟

قالَ: ذَكِّرهُم آلائی ونَعمائی لِیُحِبّونی، فَلَأَن تَرُدَّ آبِقا عَن بابی أو ضالاًّ عَن فِنائی، أفضَلُ لَكَ مِن عِبادَةِ مِائَةِ سَنَةٍ بِصِیامِ نَهارِها وقِیامِ لَیلِها؛(24)

خداوند عز و جل به موسى علیه‏السلام وحى كرد: «مرا نزد بندگانم و آنان را نزد من، محبوب گردان!». [موسى] گفت: پروردگارا! چه كنم؟

فرمود: «احسان و نعمت‏هایم را به یادشان آور تا مرا دوست بدارند، كه اگر گریزپاى از درگاه یا گمراهى از آستان مرا بازگردانى، برایت از عبادت یك صد سال كه روزهایش را روزه و شب‏هایش را بیدار باشى، برتر است».

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: حَبِّبُوا اللّه‏َ إلى عِبادِهِ یُحِبَّكُمُ اللّه؛(25)

خداوند را نزد بندگانش محبوب گردانید تا خداوند، شما را دوست داشته باشد.

 

ویژگى‏هاى مبلّغ

 

سومین ركن موفّقیت مبلّغ، ویژگى‏هاى شخصى اوست. مبلّغ، در صورتى مى‏تواند در جایگاه واقعى خود، تداوم‏بخش راه انبیاى الهى باشد و از ارزش‏هاى دینى دفاع كند كه از نظر علمى، اخلاقى و عملى، واجد ویژگى‏هایى باشد كه اسلام براى دعوت‏كنندگان مردم به خدا و ارزش‏هاى انسانى و اسلامى ضرورى مى‏داند.

مبلّغ، اگر از حداقلّ ضرورى این ویژگى‏ها برخوردار نباشد، نه تنها تلاش‏هاى تبلیغى او سودمند نیست، بلكه براى جامعه و حتّى براى شخص او زیانبار و خطرناك خواهد بود.

ویژگی های یك مبلغ موفق را می توان در سه جنبه علمی, اخلاقی و عملی ارزیابی كرد.

 

الف. ویژگى‏هاى علمی

 

1. دین شناسی

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لا تَأمُر بِالمَعروفِ ولا تَنهَ عَنِ المُنكَرِ حَتّى تَكونَ عالِما، وتَعلَمَ ما تَأمُرُ؛(26)

امر به معروف و نهى از منكر مكن، مگر آن‏كه عالم باشى و بدانى به چه امر مى‏كنى.

2. آگاهی فراگیر نسبت به دین

امام على علیه‏السلام: إنَّمَا المُستَحفَظونَ لِدینِ اللّه‏ِ هُمُ الَّذینَ أقامُوا الدّینَ ونَصَروهُ، وحاطوهُ مِن جَمیعِ جَوانِبِهِ، وحَفِظوهُ عَلى عِبادِ اللّه‏ِ ورَعَوهُ؛(27)

حافظان دین خداوند، كسانى‏اند كه دین را به پا مى‏دارند و یارى مى‏رسانند و به تمام جوانب آن، احاطه دارند و آن را براى بندگان خدا حفظ و مراقبت مى‏كنند.

3. استناد به كلام اهل بیت علیهم السلام

عبدالسلام بن صالح هروى: از امام رضا علیه‏السلام شنیدم كه مى‏فرمود: رَحِمَ اللّه‏ُ عَبدا أحیا أمرَنا! فَقُلتُ لَهُ: فَكَیفَ یُحیی أمرَكُم؟ قالَ: یَتَعَلَّمُ عُلومَنا ویُعَلِّمُهَا النّاسَ؛ فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعونا؛(28)

«رحمت خدا بر آن بنده‏اى را كه امر ما زنده كند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده كند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و آنها را به مردم بیاموزد، كه اگر مردمْ زیبایى‏هاى گفتار ما را بدانند، از ما پیروى مى‏كنند».

4. مردم شناسی

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: تَجِدونَ النّاسَ مَعادِنَ؛ فَخِیارُهُم فِی الجاهِلِیَّةِ خِیارُهُم فی الإِسلامِ إذا فَقِهوا، وتَجِدونَ مِن خَیرِ النّاسِ فی هذَا الأَمرِ أكرَهَهُم لَهُ قَبلَ أن یَقَعَ فیهِ، وتَجِدونَ مِن شِرارِ النّاسِ ذا الوَجهَینِ؛(29)

مردمان را [چون] معادن مى‏یابید كه نیكانشان در دوران جاهلیت، اگر دین‏شناس شوند، نیكان دوره اسلام نیز هستند. و از میان بهترین مردمان در اسلام، كسانى را مى‏یابید كه پیش از پذیرش اسلام، از ناخشنودترینِ مردم نسبت به آن بودند؛ و دوچهره‏ها را در میان بدنهادان مى‏یابید.

5. زمان شناسی

امام على علیه‏السلام: النّاسُ بِزَمانِهِم أشبَهُ مِنهُم بِآبائِهِم؛(30)

مردم، به زمانه خود بیشتر شبیه‏اند تا به پدرانشان.

امام صادق علیه‏السلام: العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ؛(31)

شبهات به كسى كه زمانه خود را بشناسد، یورش نمى‏آورد.

 

ب. ویژگی‏هاى اخلاقی

 

1. اخلاص

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما ِمن عَبدٍ یَخطُبُ خُطبَةً إلاَّ اللّه‏ُ سائِلُهُ عَنها ما أرادَ بِها؛(32)

هیچ بنده‏اى نیست كه خطابه‏اى ایراد كند، مگر آن كه خداوند از او مى‏پرسد كه هدفش از آن چه بوده است.

2. شجاعت

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: لا أعرِفَنَّ رَجُلاً مِنكُم عَلِمَ عِلما فَكَتَمَهُ فَرَقا مِنَ النّاسِ؛(33)

[اى مسلمانان!] كسى از شما را نبینم كه دانشى را بداند؛ اما از ترس مردم، كتمانش كند.

3. سعه صدر

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: أكثَرُ دُعائی ودُعاءِ الأَنبِیاءِ قَبلی بِعَرَفَةَ... اللّهُمَّ اشرَح لی صَدری، ویَسِّر لی أمری؛(34)

بیشترین دعاى من و دعاى پیامبران پیش از من در عرفه، این دعاست:... خدایا! به من شرحِ صدر ببخش و كارم را آسان ساز.

4. راستگویى

امام على علیه‏السلام: إذا نَطَقتَ فَاصدُق؛(35)

هرگاه سخن مى‏گویى، راست بگو.

5. شكیبایى

امام على علیه‏السلام در خطبه‏اى از ایشان: فَبَلَّغَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ما اُرسِلَ بِهِ، وصَدَعَ بِما اُمِرَ، وأدّى ما حُمِّلَ مِن أثقالِ النُّبُوَّةِ، وصَبَرَ لِرَبِّهِ؛(36)

پس رسول خدا آنچه را بدان فرستاده شده بود، ابلاغ كرد، و آنچه را فرمان داشت، آشكار ساخت، و بارهاى رسالت را كه به دوش داشت، به سرمنزل رساند و به خاطر پروردگارش شكیبایى ورزید.

6. ایستادگى

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: ما اُوذِیَ أحَدٌ مِثلَ ما اُوذیتُ فِی اللّه‏ِ؛(37)

هیچ كس آن گونه كه من در راه خدا آزار شدم، آزار نشد.

7. خیرخواهى

امام على علیه‏السلام در بیان فضیلت رسول اكرم: بَعَثَهُ وَالنّاسُ ضُلاّلٌ فی حَیرَةٍ، وحاطِبونَ فی فِتنَةٍ... فَبالَغَ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فِی النَّصیحَةِ، ومَضى عَلَى الطَّریقَةِ، ودَعا إلَى الحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ؛(38)

او را برانگیخت، حالى كه مردم سرگردان بودند و بیراهه فتنه را مى‏پیمودند... او ـ كه درود خدا بر وى باد ـ، خیرخواهى را به نهایت رساند، به راه راست رفت، و از طریق حكمت و موعظه نیكو مردم را به خدا خواند.

8. نرمى

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: اُمِرتُ بِمُداراةِ النّاسِ كَما اُمِرتُ بِتَبلیغِ الرِّسالَةِ؛(39)

همان گونه كه به تبلیغ رسالتْ مأموریت یافته‏ام، به مداراى با مردم مأمور شده‏ام.

9. ادب

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إیّاكَ أن... تَتَكَلَّمَ فی غَیرِ أدَبٍ؛(40)

بپرهیز از آن كه... بدون رعایت ادب سخن بگویى.

10. فروتنى

عیسى علیه‏السلام: یا مَعشَرَ الحَوارِیّینَ، لی إلَیكُم حاجَةٌ، اِقضوها لی. قالوا: قُضِیَت حاجَتُكَ یا روحَ اللّه‏ِ، فَقامَ فَغَسَلَ أقدامَهُم، فَقالوا: كُنّا نَحنُ أحَقَّ بِهذا یا روحَ اللّه‏ِ! فَقالَ: إنَّ أحَقَّ النّاسِ بِالخِدمَةِ العالِمُ؛ إنَّما تَواضَعتُ هكَذا لِكَیما تَتَواضَعوا بَعدی فِی النّاسِ كَتَواضُعی لَكُم. بِالتَّواضُعِ تَعمُرُ الحِكمَةُ لا بِالتَّكَبُّرِ، وكَذلِكَ فِی السَّهلِ یَنبُتُ الزَّرعُ لا فِی الجَبَلِ؛(41)

«اى گروه حواریان! خواسته‏اى از شما دارم. آن را برایم برآورده سازید».

گفتند: اى روح خدا! حاجتت برآورده است.

[عیسى علیه‏السلام] برخاست و پاهاى آنان را شست.

حواریان گفتند: اى روح خدا! ما به این كار سزاوارتر بودیم.

فرمود: «سزاوارترینِ مردم به خدمت كردن، عالِم است. من این چنین فروتنى كردم تا شما نیز پس از من همان گونه در میان مردمْ تواضع كنید كه من براى شما تواضع كردم، كه حكمت، با فروتنى رشد مى‏یابد، نه با گردنكشى؛ چنان كه زراعت، در دشت مى‏روید نه در كوه».




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :